صف طولانی کامیونها در ورودی کارخانه فقط یک مشکل ظاهری یا یک دردسر برای رانندگان نیست. وقتی چندین کامیون برای توزین منتظر میمانند، زمان حمل افزایش پیدا میکند، تعداد سفرهای روزانه کاهش مییابد و در بعضی کارخانهها حتی برنامه تأمین مواد اولیه تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل، ظرفیت توزین را نباید فقط با تعداد کامیونهایی که در یک روز از باسکول عبور میکنند سنجید. زمان لازم برای هر توزین و نحوه توزیع ورود خودروها در ساعات مختلف روز نیز اهمیت دارد.
برای کارخانهای که بخش قابل توجهی از مواد اولیه خود را با کامیون دریافت میکند، بررسی عملکرد باسکول جاده ای میتواند بخشی از برنامه مدیریت هزینه و لجستیک باشد.
کمبود ظرفیت باسکول چگونه خودش را نشان میدهد؟
مشکل معمولاً یکباره ایجاد نمیشود. با افزایش تولید، بیشتر شدن تعداد تأمینکنندگان یا تغییر برنامه تحویل، حجم تردد کامیونها بهتدریج افزایش پیدا میکند و باسکولی که در زمان خرید پاسخگوی نیاز کارخانه بوده، ممکن است بعد از مدتی به یک گلوگاه عملیاتی تبدیل شود.
چند نشانه میتواند به شناسایی این وضعیت کمک کند.
افزایش زمان انتظار کامیونها
سادهترین شاخص، مدت زمانی است که کامیون از ورود به محوطه تا شروع یا پایان فرآیند توزین منتظر میماند.
اگر میانگین زمان انتظار در طول چند ماه افزایش پیدا کرده باشد، بهتر است علت آن بررسی شود. ثبت ساعت ورود، شروع توزین و خروج هر کامیون میتواند اطلاعات مناسبی برای این بررسی فراهم کند.
گاهی اوقات مدیران فقط تعداد توزینهای انجامشده در روز را بررسی میکنند، در حالی که میانگین زمان انتظار میتواند تصویر متفاوتی از عملکرد سیستم نشان دهد.
تشکیل صف در ساعات اوج
ممکن است ظرفیت روزانه باسکول روی کاغذ کافی به نظر برسد، اما در ساعات خاصی از روز صف طولانی ایجاد شود.
برای مثال، اگر بیشتر تأمینکنندگان بین ساعت ۸ تا ۱۰ صبح کامیونهای خود را به کارخانه بفرستند، فشار واردشده به باسکول در این دو ساعت میتواند بسیار بیشتر از میانگین کل روز باشد.
در چنین شرایطی، مسئله الزاماً کمبود ظرفیت روزانه نیست؛ بلکه توزیع نامناسب ورود کامیونهاست.
هزینه واقعی معطلی کامیون پشت باسکول چیست؟
زمانی که کامیون در صف قرار دارد، فقط چند دقیقه از زمان راننده تلف نمیشود. این تأخیر میتواند روی کل برنامه حملونقل اثر بگذارد.
افزایش هزینه راننده و ناوگان
کامیون در زمان انتظار عملاً در حال انجام سفر جدیدی نیست و هزینههای مربوط به راننده و بهرهبرداری از ناوگان همچنان ادامه دارد.
اگر هر کامیون در هر ورود مدت مشخصی را پشت باسکول منتظر بماند، مجموع این زمان در پایان ماه میتواند قابل توجه باشد.
برای محاسبه اولیه میتوان از یک فرمول ساده استفاده کرد:
هزینه تقریبی معطلی = مجموع زمان انتظار × هزینه هر ساعت توقف کامیون
هزینه هر ساعت نیز میتواند شامل هزینه راننده، اجاره یا استهلاک خودرو و سایر هزینههای مرتبط با بهرهبرداری باشد.
این محاسبه باید بر اساس هزینه واقعی همان کارخانه و نوع قرارداد حمل انجام شود.
کاهش تعداد سفرهای روزانه
زمان اضافی پشت باسکول ممکن است باعث شود یک کامیون در پایان شیفت کاری یک سفر کمتر انجام دهد.
فرض کنید یک کامیون در شرایط عادی میتواند سه سفر در روز انجام دهد. اگر مجموع زمان انتظار در هر سفر به اندازهای افزایش پیدا کند که سفر سوم دیگر امکانپذیر نباشد، ظرفیت حمل واقعی همان ناوگان بدون افزایش یا کاهش تعداد کامیونها تغییر میکند.
در این حالت کارخانه ممکن است برای انتقال همان حجم بار، به کامیون بیشتری نیاز داشته باشد.
احتمال افزایش هزینه حمل
اگر زمان بارگیری، تخلیه و توزین بیش از حد طولانی شود، شرکتهای حملونقل ممکن است هزینه بیشتری برای ارائه خدمات مطالبه کنند.
البته نوع قرارداد بین کارخانه و شرکت حمل تعیین میکند که هزینه تأخیر دقیقاً بر عهده کدام طرف باشد. بنابراین این مورد باید با قراردادهای واقعی مجموعه بررسی شود و نمیتوان یک نرخ ثابت برای تمام کارخانهها تعیین کرد.
تأثیر صف باسکول بر تأمین مواد اولیه
در کارخانههایی که مواد اولیه بهصورت روزانه و با برنامه زمانی مشخص وارد میشود، تأخیر در ورودی میتواند فراتر از هزینه حمل باشد.
اگر کامیون حامل ماده اولیه ساعتها پشت باسکول منتظر بماند، زمان ورود آن به مرحله تخلیه نیز عقب میافتد.
در صورت تکرار این وضعیت ممکن است:
- برنامه دریافت مواد اولیه تغییر کند
- موجودی مورد نیاز تولید دیرتر تأمین شود
- زمانبندی بارگیری و تخلیه به هم بخورد
- برنامه تولید تحت فشار قرار بگیرد
- هزینه حمل افزایش پیدا کند
در برخی صنایع که مواد اولیه شرایط نگهداری خاصی دارند، طولانی شدن زمان حمل و تخلیه میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
بنابراین عملکرد باسکول ورودی باید در کنار ظرفیت انبار، سرعت تخلیه و ظرفیت خط تولید بررسی شود.
چطور بفهمیم باسکول ۵۰ تن برای کارخانه کافی نیست؟
قبل از تصمیم برای خرید باسکول جدید یا افزایش ظرفیت، بهتر است اطلاعات واقعی تردد جمعآوری شود.
چند شاخص ساده میتواند تصویر مناسبی از وضعیت موجود ارائه دهد.
میانگین زمان انتظار
زمان ورود هر کامیون و زمان پایان فرآیند توزین را ثبت کنید و میانگین زمان انتظار را در روزها و هفتههای مختلف مقایسه کنید.
مهمتر از یک روز خاص، روند این عدد در طول زمان است.
تعداد کامیون در ساعات مختلف
تعداد ورود کامیونها را به تفکیک ساعت بررسی کنید.
اگر بیشتر صفها در یک بازه مشخص شکل میگیرند، ممکن است مشکل با مدیریت زمان تحویل حل شود و الزاماً نیاز به خرید باسکول جدید نباشد.
تعداد توزین در روز
تعداد توزین روزانه را با ظرفیت عملیاتی باسکول مقایسه کنید.
البته تعداد توزین بهتنهایی کافی نیست؛ مدت زمان هر فرآیند نیز باید در محاسبات لحاظ شود.
میزان رشد حجم ورودی
اگر کارخانه نسبت به زمان خرید باسکول رشد قابل توجهی در تولید یا خرید مواد اولیه داشته باشد، ممکن است ظرفیت سیستم توزین دیگر متناسب با حجم فعالیت نباشد.
در این شرایط، بهتر است رشد احتمالی چند سال آینده نیز در تصمیمگیری لحاظ شود.
آیا همیشه باید باسکول بزرگتر خرید؟
خیر. قبل از سرمایهگذاری، ابتدا باید مشخص شود مشکل دقیقاً از کجاست.
گاهی صف کامیونها به دلیل ظرفیت محدود باسکول ایجاد میشود، اما در بعضی کارخانهها علت اصلی میتواند یکی از موارد زیر باشد:
- زمان طولانی ثبت اطلاعات
- ورود نامنظم کامیونها
- کندی فرآیند بارگیری یا تخلیه
- کنترل دستی اسناد
- توقف راننده برای دریافت مجوز
- خرابی یا کالیبراسیون نامناسب تجهیزات
- تجمع کامیونها در یک بازه زمانی خاص
بنابراین خرید باسکول جدید همیشه اولین راهحل نیست.
راهکارهای کاهش صف بدون خرید باسکول جدید
مدیریت زمان ورود کامیونها
یکی از سادهترین روشها، تعیین بازه زمانی مشخص برای تأمینکنندگان است.
اگر ورود کامیونها در طول روز توزیع شود، فشار روی باسکول در ساعات پیک کاهش پیدا میکند.
برای کارخانههایی که تعداد زیادی تأمینکننده دارند، تعیین زمان تقریبی ورود میتواند به کاهش صف کمک کند.
پیشثبت اطلاعات کامیون
اگر اطلاعات خودرو، راننده، تأمینکننده و بار پیش از ورود ثبت شود، بخشی از فرآیند اداری در زمان حضور کامیون انجام نمیشود.
این روش بهخصوص زمانی مفید است که بخش قابل توجهی از زمان توقف مربوط به ورود اطلاعات و کنترل اسناد باشد.
بررسی فرآیند توزین
گاهی مشکل از خود باسکول نیست، بلکه فرآیند اطراف آن زمان زیادی میگیرد.
برای مثال، اگر راننده پس از قرار گرفتن خودرو روی باسکول مجبور باشد مدت زیادی برای ثبت اطلاعات یا تأیید اسناد منتظر بماند، افزایش ظرفیت سختافزاری بهتنهایی مشکل را برطرف نمیکند.
به همین دلیل، بهتر است کل فرآیند ورود تا خروج بررسی شود.
چه زمانی باسکول دوم منطقی میشود؟
اگر پس از اصلاح زمانبندی و فرآیندهای اداری همچنان صفها ادامه داشته باشند، بررسی نصب باسکول دوم میتواند مطرح شود.
در این حالت باید هزینه سرمایهگذاری با هزینهای که کارخانه به دلیل انتظار کامیونها متحمل میشود مقایسه شود.
برای این مقایسه میتوان موارد زیر را کنار هم قرار داد:
- هزینه خرید باسکول
- هزینه اجرای فونداسیون
- هزینه نصب و راهاندازی
- هزینه تجهیزات توزین
- هزینه نگهداری
- هزینه تقریبی معطلی کامیونها
- هزینه افزایش تعداد سفرهای از دسترفته
- هزینه احتمالی افزایش ناوگان
- رشد پیشبینیشده حجم ورودی
این مقایسه کمک میکند تصمیم سرمایهگذاری بر اساس اطلاعات واقعی کارخانه انجام شود.
انتخاب ظرفیت باسکول ۵۰ تن برای کامیونها
برای مجموعههایی که عمده ناوگان آنها از کامیونهای معمولی تشکیل شده است، باسکول ۵۰ تنی میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی باشد.
اما ظرفیت باسکول نباید فقط بر اساس وزن بار انتخاب شود. وزن خالی خودرو، وزن ناخالص، تعداد و آرایش محورها، ابعاد پلتفرم و شرایط محل نصب نیز باید در نظر گرفته شوند.
برای مثال، اگر وزن محموله ۳۰ تن باشد، به این معنی نیست که باسکول دقیقاً باید ظرفیت ۳۰ تن داشته باشد. وزن خود کامیون نیز بخشی از وزن ناخالصی است که باسکول باید اندازهگیری کند.
بنابراین ظرفیت مورد نیاز باید بر اساس بیشترین وزن ناخالص واقعی خودروهای مجموعه تعیین شود.
چه زمانی باید به ظرفیت بالاتر فکر کرد؟
اگر بخشی از ناوگان کارخانه شامل کشندهها و تریلیهای سنگین باشد، ممکن است ظرفیت ۵۰ تن برای تمام خودروهای ورودی کافی نباشد.
در این شرایط، بررسی باسکول تریلی کش ۶۰ تنی میتواند در کنار سایر گزینهها انجام شود.
انتخاب ظرفیت بالاتر باید بر اساس مشخصات واقعی ناوگان انجام شود. ظرفیت بیشتر بهتنهایی باعث افزایش سرعت توزین نمیشود؛ اگر مشکل اصلی صف از مدیریت ورود یا فرآیند ثبت اطلاعات باشد، باسکول بزرگتر الزاماً گلوگاه را برطرف نمیکند.
یک روش ساده برای محاسبه هزینه صف باسکول
برای اینکه مشکل صف از یک موضوع کیفی به یک عدد قابل بررسی تبدیل شود، میتوان اطلاعات یک ماه را جمعآوری کرد.
برای مثال:
تعداد کامیونهای منتظر × میانگین زمان انتظار هر کامیون = مجموع زمان انتظار
سپس میتوان این عدد را در هزینه تقریبی هر ساعت توقف ضرب کرد.
برای نمونه، اگر در یک روز ۱۰۰ کامیون وارد کارخانه شوند و هرکدام بهطور متوسط ۱۵ دقیقه منتظر بمانند:
۱۰۰ × ۱۵ دقیقه = ۱۵۰۰ دقیقه
یعنی مجموع زمان انتظار روزانه برابر با ۲۵ ساعت خواهد بود.
این عدد بهتنهایی هزینه مالی را مشخص نمیکند، اما نشان میدهد چه مقدار زمان ناوگان در یک روز در صف توزین مصرف میشود.
با قرار دادن هزینه واقعی هر ساعت توقف در این محاسبه، میتوان برآورد مالی دقیقتری تهیه کرد.
چه اطلاعاتی برای بررسی ظرفیت باسکول لازم است؟
برای ارزیابی اینکه باسکول فعلی پاسخگوی نیاز کارخانه هست یا خیر، بهتر است حداقل اطلاعات زیر جمعآوری شود:
- تعداد کامیون ورودی در روز
- تعداد کامیون در ساعات پیک
- میانگین زمان انتظار
- میانگین زمان توزین
- میانگین زمان حضور خودرو در محوطه
- وزن ناخالص خودروها
- تعداد توزین روزانه
- تعداد روزهای کاری در ماه
- هزینه تقریبی هر ساعت توقف کامیون
- هزینه احتمالی جریمه تأخیر
- حجم پیشبینیشده تولید در سالهای آینده
- نوع خودروهای مورد استفاده
با این اطلاعات میتوان مشخص کرد که مشکل از ظرفیت باسکول است یا از نحوه مدیریت جریان ورود کامیونها.
جمعبندی
صف کامیونها پشت باسکول فقط یک مشکل ترافیکی در ورودی کارخانه نیست. زمان انتظار میتواند به کاهش تعداد سفرهای روزانه، افزایش هزینه حمل، افزایش زمان دریافت مواد اولیه و در بعضی شرایط ایجاد اختلال در برنامه تولید منجر شود.
با این حال، پیش از تصمیم برای خرید باسکول جدید باید علت اصلی صف مشخص شود. اگر مشکل از تمرکز ورود کامیونها در ساعات خاص باشد، اصلاح زمانبندی میتواند بخشی از آن را برطرف کند. اگر زمان ثبت اطلاعات و فرآیند اداری طولانی باشد، بهینهسازی فرآیند میتواند مؤثرتر باشد.
در صورتی که حجم تردد بهصورت پایدار افزایش یافته و ظرفیت عملیاتی سیستم توزین پاسخگوی نیاز کارخانه نباشد، بررسی افزایش ظرفیت یا نصب باسکول دوم میتواند در دستور کار قرار گیرد.
برای کارخانههایی که با کامیونهای معمولی کار میکنند، مشخصات و ظرفیت باسکول کامیون کش ۵۰ تنی باید با وزن ناخالص واقعی ناوگان تطبیق داده شود. در صورت استفاده از تریلی و کشندههای سنگینتر نیز بررسی باسکول ۶۰ تنی میتواند مطرح باشد.
در نهایت، تصمیم درست زمانی گرفته میشود که هزینه واقعی انتظار، ظرفیت فعلی، حجم تردد و رشد احتمالی آینده در کنار هزینه سرمایهگذاری برای تجهیزات جدید بررسی شوند.